محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
162
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
يافت كه ايلچى قزلباش را كه در ديمتوقه موقوف بود ، به تعجيل بياورند . روز بيست و پنجم ديوان شد . چون حضرت خداوندگار انقباض طبع داشتند ، احدى را از اعيان به حضور نخواستند . روز بيست و نهم على الترتيب ديوان شد . از معارضهء ايلچى قزلباش اضطراب بسيار واقع گرديد . خلاصه و محاكمه وقايع و معامله سياسيّه دو سال گذشته شاه اسماعيل كه در چالدران شكست خورد ، فتور كلى بر عزم جهانگيرانهء او غالب آمده ، بزم را بر رزم و مداولهء مى گلفام را به مصاولهء شمشير خون آشام ترجيح داد . لهذا شيرازهء امور انضباط مملكت گسيخته ، از هر طرف بىاعتنايى رعيّت به حكام دولت ظاهر گشت . بخصوص مملكت خراسان از بىصاحبى بسيار مغشوش شد . اركان دولت صفويه بر اصلاح كار در آمده ، بعد از مشورت مناسب ديدند كه شاهزاده طهماسب ميرزا را كه در آن وقت دو ساله بود ، به اتابيكى اميرخان تركمان به اسم فرمانفرماى خراسان به آن سامان روانه نمايند . بنابراين ، از حدود سمنان تا رود امويه ، حكمران اين خطّهء وسيعه را به اسم آن شاهزاده خواندند . چون اميرخان آدم باهوش و دلير و دنيا ديده و كار آزموده بود ، به حسن ادارهء اين مملكت موفق شد و شاه نيز از براى قبولانيدن مذهب شيعى مثل سابق اظهار شدّت ننموده ، احكام به ولايات ارسال داشت كه من بعد ، احدى را از براى ترك و تبديل مذهب نرنجانيده ، عموم تبعه را در معاملات ديوانى و محاكمات شرعى مساوى گرفته ، حقوق احدى را اضاعه ننمايند . و قرهخان استاجلو حكمران دياربكر را كه بعد از خان حكومت يافته بود نوشتند كه اردوى مراجعت كردهء سلطانى را گاه بيگاه چاپيده ، تعجيز كنند و در اثناى راه ، اسباب زندگانى هر چه به دست بياورند ، قبل از ورود اردوى سلطانى بسوزانند و خراب نمايند و نورعلى خليفهء روملو را با ايقوت اوغلى محمد مأمور كردند كه حوالى سيواس را بچاپند . علاء الدوله ذوالقدر كه مرد زرپرست و دنيا دوست بود ، هداياى گرانبها فرستاده ، او را وادار كردند كه ذخاير عثمانيان كه در بعض بلاد او واقعهء در سر راه ، بچاپد و تاراج كند ، و علاوه بر ساير هداياى گرانبها ، دويست رأس غلام و كنيز گرجى و تركمان از براى سلطان مصر كه ملك اشرف قانصوى غورى بود ، ارسال داشته ، عرض اتحاد كرده ، از براى جلوگيرى عثمانيان استمداد نمودند . و از يك طرف نيز با سفرا و هدايا نامهها به دربار سلطان سليم فرستاده ، التماس عقد صلح و مسالمت مىكردند . از آن طرف سلطان سليم هم حركات سياسيه شاه اسماعيل را به زور زر در تحت تجسّس و تفحص گرفته ، دربار دولت صفوى ، هر تدبير و حركاتى را كه مىخواست به موقع اجرا بگذارد ، قبل از اجرا خبردار مىشد . امراى حدود عثمانى ، امر تجسس را طورى منظم ساخته